Storyline
غریبه تنها در حال خواب است که راهنمای هندی وفادارش، که بیش از حد کاریکاتوری است، میبیند که راننده کالسکه، پورکی، توسط یک فرد بد سرقت میشود. راهنما غریبه تنها را صدا میزند و او به کمک میآید. فرد بد به دنبال او میرود (و به طور موقت، راوی را نیز تعقیب میکند). اما درست در لحظه آخر، غریبه تنها به خود میآید و بر فرد بد غلبه میکند. در همین حال، سیلور و اسب شرور نیز در حال تجربه یک نزدیک شدن نزدیک هستند و سیلور با چندین مادیان کوچک برمیگردد.