تحقیر شده توسط یک متکبر
Snubbed by a Snob
یک اسب جوان به الاغ کوچکی به نام اسپانکی سلام میکند. اما مادر اسب او را میکشد و میگوید که ما با این نوع ارتباط نداریم. اسپانکی چند بار دیگر تلاش میکند و در نهایت آنها به تعقیب هم میپردازند و گهگاهی از کنار یک گاو عبور میکنند. اسب برای خوردن سیبهای زیاد و نوشیدن آب بسیار زیاد توقف میکند؛ این باعث میشود که او به شدت نفخ کند و نتواند حرکت کند. آنها همچنان گاو را عصبانی میکنند که به تعقیب آنها میپردازد؛ اسپانکی به مادیان کمک میکند و همه در صلح زندگی میکنند.