Storyline
یک طوفان قدرتمند در ویلا زعفرانی در حال شکلگیری است. آقای و خانم جاکونی اعلام جنگ کامل زناشویی علیه یکدیگر کردهاند. هدی حسود بر اخراج خدمتکار قدیمیاش مکس اصرار دارد، کسی که در پنهان کردن گذشته عاشقانه شوهرش، نویسنده موفق دکتر جاکونی، بسیار ماهر است. مکس میرود و خدمتکار جدید فردیناند وارد میشود. وقتی این دو یک شب ملاقات میکنند، یک اشتباه سرنوشتساز در چمدانها رخ میدهد. مکس مشکوک میشود که جانشینش باید یک جنایتکار باشد و احساس میکند که موظف است از کارفرمای سابقش در برابر خطر محافظت کند. او به طور مخفیانه به ویلا برمیگردد. وقتی دوست هدی، لیلی و ناشر دکتر راوستین نیز میرسند، خانه به میدان نبرد تبدیل میشود. همه به یکدیگر مشکوک هستند و خیانت و نقض اعتماد، قتل و قتل غیرعمد تنها برخی از اتهاماتی هستند که مطرح میشوند...