Storyline
استوژها کارگران یک شرکت حمل و نقل هستند و در یک شب بارانی برای جابجایی برخی زباله ها، از جمله یک زره، به یک خانه قدیمی و ترسناک فرستاده می شوند. این زره توسط روح سر تام تسخیر شده است، که هیچ قصدی برای ترک کردن ندارد. روح تلاش های آنها برای بردن زره را ناکام می گذارد و در آستانه این است که آنها را با شمشیر بزند، زمانی که مشخص می شود که آنها فقط در حال تعریف یک داستان خواب برای "پسران" خود هستند، که همچنین توسط استوژها بازی می شوند.