Storyline
کاتی از شهر زادگاه خود که یک شهرستان کوچک در غرب آلمان است به شهر هامبورگ میرود تا آزادی خود را بیابد. او در حدود هجده سال دارد و تازه از مدرسه فارغالتحصیل شده است و عشق به زنان را میشناسد اما هرگز جرات نشان دادن آن را نداشته است. در هامبورگ به زودی معشوقی و دوستی خوب پیدا میکند و قدرت روبهرو شدن با مردم تنگنظر را در خود مییابد. پس از مدتی مبارزه، برای دیدن مادری میآید تا حداقل به مادر و بهترین دوستش خبر بدهد.