Storyline
مکس در آستانهی اولین ملاقات خود با یک دختر جوان از خانوادهای برجسته است و میخواهد تأثیر خوبی بگذارد. در حین آماده شدن برای خروج، وقتی خم میشود تا کفش خود را درست کند، ناگهان شلوارش پاره میشود. کجا؟ در یک نقطهی بسیار شرمآور. او به سرعت آن را درست میکند و امیدوار است که دمیهای کت او را بپوشاند، اما متأسفانه کت برای این کار خیلی کوتاه است. با این حال، او ریسک میکند و وقتی به خانه میرسد، از خدمتکار میخواهد که به دقت بررسی کند. او به نظر میرسد که همه چیز خوب است و وارد میشود، اما وقتی به میزبانش تعظیم میکند، صدای ناخوشایند پارگی پارچه را میشنود و میداند که وصلهاش از بین رفته است. مکس به سرعت مینشیند و در طول بقیه شب، شگفتانگیزترین کارها را برای پنهان کردن راز وحشتناک خود انجام میدهد.