Storyline
در سال هزار و نهصد و هفتاد چهار زن خودکشی می کند. من دوباره در سال هزار و نهصد و نود و هفت با مردی که 41 سال پیش با همسر و فرزندش در همان آپارتمان زندگی می کرد ملاقات می کنم. آپارتمان تغییر زیادی نکرده است. مرد پدر من است. پس از آن و در دو سال و نیم بعد، من با دوربین دی وی به ضبط می پردازم. من به پدر نگاه می کنم، حتی به او در سفر دریایی به کارائیب نیز می روم. دوربین فاصله را ایجاد می کند، اما نزدیکی هم می آورد.