Storyline
دونیا با مرد جوان ثروتمند و بیخیال، محمد، آشنا میشود. رابطهای نامشروع بین آنها شکل میگیرد و او باردار میشود. محمد ناپدید میشود و او نمیتواند با کسی دربارهٔ فرزندش روبرو شود، بنابراین تصمیم میگیرد او را بکشد. راز او فاش میشود و به زندان میرود. او تصمیم میگیرد انتقام بگیرد و به جستجوی او میپردازد تا او را پیدا کند. او گذشتهاش را از او پنهان میکند، اما متعجب میشود که او عشقش را به او نشان میدهد و تصمیم میگیرد با او ازدواج کند و او را به خانوادهاش معرفی میکند، که او را در تضاد بین عشق و انتقام قرار میدهد. مادر گذشتهٔ دونیا را فاش میکند و او تصمیم به خودکشی میگیرد.