Storyline
چِ آران مدیر یک مزرعه لاستیک است که متعلق به پدرش میباشد. او به طور ولخرجانهای زندگی میکند و اغلب پول از دست میدهد. با این حال، او همچنین یک متولی است و از بودجه دفتر استفاده نمیکند. او به شدت در بدهی با وامدهندگان غیرقانونی و حتی آشنایانش، چِ نُرما، یک خواننده کلوپ شبانه، است. برای پرداخت بدهیهایش، چِ آران مجبور شد به پدرش، داتو' مافیز، دروغ بگوید و بگوید که به پول برای ازدواج نیاز دارد. داتو' مافیز که دور از او زندگی میکند، چِ آران را به ازدواج تشویق کرده است. با شنیدن این خبر خوب، داتو' مافیز بدون فکر کردن طولانی، ۵۰۰۰ رینگیت به پسرش ارسال میکند.