Storyline
جایدیو آنداِند فردی مشهور است و زندگی نسبتاً منزوی دارد. روزی او به کمک زنی جوان به نام وانداناص وادانا می آید و عاشق او می شود. و 대응 اما به مرد دیگری به نام ابهی مانیو دل می بندد. این خبر جایدیو را درهم می ریزد اما تصمیم می گیرد چیزی به وانداناص نگویَد. سپس جیپ حامل ابهی مانیو و وادانا با حمله حمله کننده ای به نام دی.کی مواجه می شود و ابهی مانیو کشته می شود. جایدیو برای وادانا ابراز پشیمانی می کند اما به اندازه کافی امید دارد تا به او پیشنهاد ازدواج دهد و او هم دعوت او را می پذیرد. طرحی برای ازدواج زودهنگام وجود دارد اما پیش از عقد، وادانا با مادر تنها و فرزندش آشنا می شود و این آگاه می شود که جایدیو قبلاً ازدواج کرده و پسری دارد. چه دلیل ممکن است وجود داشته باشد که جایدیو این اطلاعات را با وادانا در میان نمی گذارد؟