Storyline
انا بیسواد است همسر پرنمونه او رالف همواره از این وضع برای خودش سوء استفاده می کرد اما این پایان پذیرفت. انا گام دشوار را برداشت و با فرزندانش به آپارتمان جداگانه نقل مکان کرد. خوشبختانه بهترین دوستش ماریا در همسایگی زندگی می کند تا به انا در خواندن فرم های مهم کمک کند. انا همچنین از طریق واسطه گری ماریا شغلی پیدا کرد. انا در یک باری کهنه می نشیند و نویسنده مشهور لیکن آفرین مشهور تامل می کند که همیشه انتظار دارد همه سرنخ او را دنبال کنند