Storyline
در سپتامبر سال ۱۹۴۴، چند روز پیش از پایان جنگ دوم جهانی فنلاند، یک تک تیرانداز کِمی کار ماندگار و متصل به سنگ به نام ویکو خود را آزاد می کند. ایوان، капитان ارتش شوروی، توسط پلیس مخفی جبهه Smersh دستگیر شده و فرار می کند. آنها سربازان دو ارتش دشمن هستند. زنی لاپی به نام آنی به هر دوی آنها پناه می دهد. برای آنی، آنها دشمن نیستند، بلکه تنها مردانی هستند