Storyline
پولا وکیلی تیزهوش بود که از حقایق دفاع میکرد. روزی مردی که تازه از زندان آزاد کرده بود با سردی دو دختر را به قتل میرساند. وقتی متوجه میشود که اشتباه کرده، باورهایش سست میشود و به خیابان پناه میبرد تا به جهان و دیگران بیزاری اش را بازببیند. آیا ملاقات او با سرج، یک مددکار اجتماعی، به پولا طعم زندگی را باز میدهد؟