Storyline
ناندکاماران به روستای خود بازمیگردد، دروغ میگوید که ثروتمند است و در شهری بزرگ بهعنوان مدیر کار میکند تا هرگونه پیشنهاد برای دختری که دوستش دارد را خنثی کند. اما مشکلات زمانی آغاز میشود که دوستش کریشنانکوتی به دیدن او میآید و همان شهر برای دختر محبوب او کار پیدا میکند و موقعیتهای خندهداری ایجاد میگردد.