فرانز ویوتزِک که رابطهای با محبوبهاش ماری دارد به فرزند نامشروعی پدر میشود و در شهر کوچک خود به کارهای مختلف میپردازد تا برای آنها پول اضافی به دست آورد. یکی از کارها شرکت در آزمایشهای پزشک محلی است که او را به رژیم نخود میبرد و این امر او را به جنون نزدیک میکند و فاش شدن affair ماری با رهبر طبلچی ماجرا را تشدید میکند. در نهایت به سمت خشونت میرود