خط داستانی
در اوج بازپرسیهای دربار اسپانیا روایت میشود. ماریای زیبا و مهربان به عنوان جادوگر دستگیر میشود وقتی به طور ناخواسته در برابر شلاق زدن کودک فریاد وحشت میزند. همسر ماریا، آنتونیو، سعی در نجات او دارد؛ تورکما دا، بزرگترین بازپرس، تصمیم میگیرد او را به خاطر آرزویی که در او ایجاد شده است به شکنجه بکشاند. این برداشت آزاد از داستان کوتاه کلاسیک ادگار آلن پو است.