کیت کت
Kit Kat
شیخ حسنی مردی نابینا است که با مادر پیر و پسری ناامید در محله کیت کت زندگی می کند. پسرش یوسف رویا دارد به اروپا برود تا کار پیدا کند و با زنی مطلقه به نام فاطمه رابطه دارد. شیخ حسنی از نقص خود نمی پذیرد و رویای سوار شدن به موتورسیکلت مانند هر نابینایی دارد، شب ها با محله ای ها حشیش می کشد تا دردهایش را فراموش کند پس از از دست دادن همسرش و فروختن خانه پدرش.