Bandits: Love and Liberty
فیلم ربودگان: عشق و آزادی
در سال 1838 در پادشاهی ناپِل و دو سیسیل، مالاکاران نگهبان بازی بارون سان ژرمانو،Bandit کاروسو را میکشد؛ بیوهاش همزمان به دنیا آوردن Giovanni و مامیِ Costanza دختر یتیم سان ژرمانو است. سیزده سال بعد، Giovanni و Costanza عاشق هم میشوند که ترس از خالهٔ او آن را در م���د میآورد که او را به یک صومعه میبندد و Giovanni را به کشتن توسط مالاکارن سفارش میدهد که در این مدت به یک راهزن تبدیل شده است. Giovanni به سختی زنده مانده است، به وسیله سربداران بوربون بهدست میآیند. با ورود گاریبالدی به سیسیل و اتحاد آن با ایتالیا، Costanza از صومعه آزاد میشود و به سان ژرمانو بازمیگردد. Giovanni به او میرسد و اگرچه هنوز او را دوست دارد اما به دلیل خواستگی برای تبدیل شدن به یک راهبه او را رد میکند. در این میان Giovanni مالاکارن را میکشد و جای او را میگیرد. Costanza با ثروتمند لوتورکو ازدواج میکند و فردای آن روز برای ناپل از سفر میرود، اما در مسیر کاروان توسط گروه Giovanni مورد حمله قرار میگیرد. Costanza با او فرار میکند و به سوی آمریکا میروند.