زنی تندخو مردی ضعیفتر را به دام جنایت میکشاند. کارآگاه زن میکی در تعقیب مردی فراری است که هنگام برخورد با خودروی حادثهدیده با دیدن اینکه راننده کوایچی بنزین را آتش میزند تا خود و همراهش را بکشد، او را به ایمنی میبرد. اما همراه میمیرد. میکی هیچگاه درباره نتیجه پزشکی قانونی که مرگ را «مرگ تصادفی» دانستهاند، اعتراض نمیکند، و وقتی به بیمارستان کوایچی میرود، او درک میکند که همدستیِ او در جنایت، دعوتی جنسی است. اما برای جلوگیری از اخاذی، قاتل لازم است کشته شود، نخستین از چندین قتل...