خط داستانی
آنتونیو اسپاگارا، یک کارگر جوان سیسیلی، توسط مافیا مأمور شده است تا یک اشرافزاده، مارکیز ماکری، را به قتل برساند. اما در آخرین لحظه آنتونیو از تعهد خود سرپیچی میکند و به جای کشتن پدر، با گرازیا، دخترش، به پالرموی فرار میکند. زندگی در پایتخت سیسیل گل و بلبل نیست، زیرا جوان باید خود را تحمیل کند تا با پدرخواندهاش و خواهر مستبد گرازیا، دوروتئا، روبرو شود. بدتر از همه، مافیا قرار نیست از فرار آنتونیو چشمپوشی کند...