قدم به عقب رفتن
لوریا ماریا بارانای به تدوین نخستین نقشآفرینی خود میپردازد در این مطالعهٔ شخصیتی خام و خشن از زنی جوان که با خود و همسر بیپایهاش درگیر است. محور فیلم مِکی است، دختری با لباسهای قدیمی، موهای پلاتینی، و زخمهای زیبای روی صورتش. در آغاز فیلم، مکی با دوستپسر خشنش آدم در یک قرار جنگلی ملاقات میکند. پس از یک دور از رابطهٔ جنسی نامناسب، آدم فحاشیهای مستی به او میافزاید، وقتی مکی اعلام میکند باید به جشن تولد خواهرش برود که آدم دعوت نشده است. مکی در نهایت به مهمانی میرسد اما خانوادهاش عصبانی میشوند زیرا نمیفهمند چرا همچنان با چنین پسری کنار میماند. او همچنان به مردش پایبند است و ضرب و شتم او ادامه مییابد. بعدها با خواهرانش و یک دوست سابق پلید مواجه میشود که در کف دستِ دستش را میفروشد و او را مورد تجاوز قرار میدهد. با سپیدهدم، مادر مکی گفتگویی پر از احساس دارد.