شب کریسمس در نیویورک و ناشناس تنها ازادیخواه، رز کالینز، به معجزهای نیاز دارد تا به مادرش که در بیمارستان مبتلا به آلزایمر است کمک کند. در همان حال، نینا واسکز نامزدش مایک را به خاطر احساسهای شدید حسادت ترک میکند اما او را دوست دارد. مایک توسط یک بیگانۀ مزاحم، آرتمی بنزئولا، تعقیب میشود. ژول مختصری برای گذراندن شب کریسمس در بیمارستان ترتیب میدهد همان جایی که در نوجوانی بهترین کریسمس زندگیاش را داشته است. زندگی برخی از این شخصیتها در طول شب با یکدیگر تلاقی میکند.