شِیوا تاجر پیر با ناتوانی جسمی با فرزندش ویشنو پیوندی قوی دارد. ویشنو وقت خود را با افراد همدستهٔ خود به بطالت میگذراند. ناگهان ویشنو برخلاف انتظار رفتارهایی از خود نشان میدهد که پدر را شرمزده و خجالتزده میکند و زمانی که وی ادعا میکند از کارهای انجامشده بیخبر است پدر او را به روانپزشک میبرد.