ماکسیم کوالف، ستاره باشگاه هاکی و پسر میلیاردر درگذشته و مالک تیم، عادت ندارد احساساتش را کنترل کند. نه در مسابقه هاکی و نه وقتی یک پلیس راهنمایی در مسیر یک بازی مهم او را متوقف میکند و میخواهد همه چیز را "مطابق مقررات" پیش ببرد... یک درگیری ساده به وضعیت مرگباری برای او تبدیل میشود که زندگیاش را به طور اساسی تغییر میدهد. او با زندان روبرو است. آیا ماکسیم میتواند از این وضعیت جان سالم به در ببرد؟ آیا بازیکن پرستاره هاکی میتواند اصلاح شود؟ و چه کسی در این راه به او کمک خواهد کرد؟ چرا که یک راننده کامیون، یک کارمند کمیته تحقیق، پلیسهای راهنمایی و رانندگانی که در یک طوفان برف گرفتار شدهاند، همگی در جاده با هم روبهرو میشوند.