سه فرد در شهر معنای عشق از دست دادن و تنهایی را در این درام عاشقانه می آموزند آدام آشپز جوان موفق به خلق آثار شیرینی برای عروسی ها می پردازد اما هنوز نامزدش را پیدا نکرده است سُفی هر روز تا کیلومترها می دود تا از یاد همسر مرده اش فرار کند و ایمان نمایشنامه نویس جوانی است که می آموزد تئاتر جایی است که گذشته در آن حل و آینده در آن آشکار می شود هر سه بی چون و چرا به یک لحظه دراماتیک واحد مرتبط هستند که زندگی شان را برای همیشه دگرگون می کند