چوری
Chhorii
سکشی هشت ماهه باردار است و با همسرش همنت از خانهشان رانده میشوند. آنها از شهر فرار میکنند و به خانهای در عمق مزارع ساقهٔ شکر پناه میبرند. خانه پر از رازهای تاریک است که با پیش رفتن داستان پرده از این رازها برمیدارد و تهدیدی برای سکشی و فرزند آیندهاش ایجاد میکند. با وجود تلاش سکشی برای نجات خود و فرزندش، دیدن سه کودک اسرارآمیز و هیولایی در حال سوختگی و همزمان لالایی ترسناک از یک ترانزیستور قدیمی به روان او آسیب میزند.