یک خانواده آمریکایی به مناسبت بارداری دختر ۲۸ سالهشان جشن میگیرند. این جشن با ورود ناگهانی یک رهبر فرقه شیطانی، هنریک برندر، قطع میشود. هنریک پیشنهاد میدهد که مبلغ زیادی برای مالکیت زمینشان پرداخت کند. جیکوب ریچاردسون، پدر خانواده، به دلیل ارزش عاطفی بیقیمت مزرعه، این پیشنهاد را رد میکند. هنریک، ناراضی، شروع به گذاشتن نفرینهای ویرانگر بر روی ریچاردسونها میکند تا آنها را از زمینشان بیرون کند - حتی اگر به قیمت قتل آنها باشد. پس از تحمل تراژدیهای غیرقابل توضیح، ریچاردسونها به کمک ماریبت، یک جادوگر سفید و کشیش عالی، میشتابند. آنها به زودی یک راز وحشتناک درباره خانهشان را کشف میکنند که نشان میدهد چرا زمینشان برای فرقه اینقدر ارزشمند است. آنها متوجه میشوند که باید به هر قیمتی از خانهشان در برابر فرقه محافظت کنند و نبردی خشن بین خیر و شر آغاز میشود.