ریا در پرواز بازگشت از سنگاپور با اسنهیا آشنا میشود و آن دو به زودی با هم صمیمی میشوند. پس از رسیدن به کلکته، ریا با نامزد اسنهیا، جوی، ملاقات میکند و از شباهت عجیب او با راجا، دوستپسر خودش، شوکه میشود. کنجکاو شده، او برای یافتن حقیقت درباره راجا و جوی دست به کار میشود.