باربارا کِری در رم به دیدن خواهر نابینای خود، پیانیست ماریان ساندرز، میآید و متوجه میشود او به شکلی مرموز ناپدید شده است. به اوضاع بدی اینکه این سومین مورد القاپیابی نابینایان در ماههای اخیر است. با کمک کارمند کنسول بریتانیا، مارتین فاستر، باربارا به دنبال خواهرش میگردد—سری که او را به جزیره خصوصی میلیاردر داوید مَلموک میکشاند. آیا ماریان زنده است؟ چرا زنان نابینا هدف قرار میگیرند؟ و چه اسرار وحشتناکی در جزیره دورافتاده داوید وجود دارد؟